🔹 سازمان و نهاد در مبنا، روش و هدف متمایزند
▫️ یک خطای محاسباتی عمیق در تمام این سالها گریبان ما را گرفته است. ما گمان کردهایم برای به ثمر نشاندن یک آرمان، باید چیزی را «تأسیس» کرد. در نتیجه، بیوقفه ساختار تعریف کردهایم، اساسنامه نوشتهایم، ردیف بودجه گرفتهایم و منتظر معجزه نشستهایم. غافل از اینکه نیروی حقیقی، نه در آن چیزی است که ما با پول و دستور میسازیم، بلکه در آن جوشش و خلاقیت برآمده از بطن جامعه است و تنها نیاز دارد که کشف شود. تمام ناکامی ما در فهم همین یک نکته خلاصه میشود: ما «سازمان» را با «نهاد» اشتباه گرفتهایم.
▫️ نهاد بر مبنای ارزش شکل میگیرد و سازمان بر مبنای دستور. در سازمان، مهمترین مسئله تبعیت افراد از دستور است، اما در نهاد، خلاقیت، ارزش، بالندگی و جوشش مردم اهمیت دارد. برای اینکه مردم را پای کار دین بیاوریم، مطلقاً فرآیند دستور و تبعیت کار نمیکند. مردم از دین تبعیت نمیکنند؛ مردم با دین زندگی میکنند؛ پس مردم ذاتاً دیندارند، چرا که اهل زندگی هستند. زندگی یعنی خلاقیت، بالندگی و یک رشد طبیعی؛ بنابراین دینداری نیازمند نهادسازی است، نه سازمانسازی.
▫️ سازمان را باید عدهای شکل دهند و بقیه را به عضویت درآورند، اما نهاد خودش در کف جامعه بهتدریج ایجاد میشود. «تأسیس نهاد» کلمهای غلط است؛ این سازمان است که تأسیس میشود. نهاد، شکل میگیرد. سازمان در مقابل حرکتهای اصیل مردمی و نخبگانی قرار میگیرد، در حالی که همان سازمان برای حمایت از همین حرکتها تأسیس شده و باید از شکلگیری این حرکتها استقبال کند. اما سازمان در مقابل این حرکتها میایستد و میگوید: «چرا تو عضو من نیستی؟» اینجاست که اصالت سازمان بر اصالت آرمان چیره میشود و ما از آرمان دور میشویم.
▫️ شهید حسینعلی عظیمی، از مؤسسین و متفکرین الگوی جهاد سازندگی، معتقد بود هر حرکتی چند مؤلفه اساسی دارد. یکی از این مؤلفهها «سردار» یا نخبه و عنصر حرکتآفرین است. نخبهها در سازمانها به کار گرفته نمیشوند، چون زیستگاه یک نخبه، سازمان نیست. اما ما سازمان تأسیس میکنیم و نخبهها را وارد سازمان میکنیم تا برای آرمانهای انقلاب کار کنند. در نتیجه سازمانها از درون تهی شده و به سمت کارهای سطحی و پوستهای میروند. سازمانها در تقابل با کارهای اصیل قرار گرفته و به ضد خودشان تبدیل میشوند. سازمانها سردارپرور نیستند؛ این سردارها هستند که سازمان خودشان را شکل میدهند.
▫️ مقام معظم رهبری فرمودند: «نفس حضور جوان مؤمن بسیجی در روستا، تجسم آیههای قرآن است»، یعنی عنصر درون میدان اصالت دارد. بسیجی واقعی کسی است که در میدان باشد. در حرکت عظیم اربعین، از رئیس موکبی که هزاران دینار خرج میکند تا دختربچه سهسالهای که در جاده دستمال کاغذی به دست گرفته، همه عزادار و عنصری از این حرکت هستند. این چه سازمانی است که تا این حد عناصرش متفاوتاند و همه اصالت دارند؟ مسئله این است که حرکت اربعین سازمانی نیست، نهادی است. هرکس در این حرکت بیاید، اصالت دارد.
▫️ چرا جهاد سازندگی میتوانست سریع و چابک عمل کند و دستگاههای دیگر میماندند؟ چرا آنها میتوانستند در روستاها دوبرابر عملکرد وزارت نیرو آن هم با هزینههای کمتر برقکشی کنند؟ آنها در جهاد به یک فرمول رسیدند: «مأموریتی که ابلاغ میشود، حتماً امکان و نیازش در جامعه هدف وجود دارد.» باید رفت آن را کشف کرد و به هم رساند. کار جهاد این نبود که بهجای مردم کار کند. امام فرمود: «سازندگی، همه با هم» و این شعار جهاد شد. جهاد مجبور بود به مردم متوسل شود تا جوهره وجودی آنها را کشف کرده و این امکان و نیاز را به هم برساند. مردم با دستور و ابلاغ نمیآیند؛ مردم خودشان در حال حرکتاند. هنر حاکمیت این است که این حرکت را کشف و هدایت کند تا به سیل عظیم تبدیل شود.
▫️ چالش اصلی ایران آینده نه کمبود منابع یا تهدیدات خارجی، بلکه بحران «فرسودگی الگو» در حکمرانی است. ادامه مسیر کنونی مبتنی بر «سازمانسازی»، در مواجهه با پیچیدگیهای فزاینده جهان، سیستمی را به ما تحمیل خواهد کرد که شکننده، کند و در برابر شوکها ناتوان است. بقا و پیشرفت ایران در آینده، بیش از آنکه نیازمند تأسیس ادارات جدید باشد، در گرو یک «گذار راهبردی» است. حرکت از یک دولت متصدی و کنترلگر به یک حاکمیت تسهیلگر که هنر اصلیاش نه «تأسیس»، بلکه «کشف» و «بههمرسانی» ظرفیتهای درونی جامعه است و به عبارت دیگر حاکمیت باید از «سازمان» به سمت «نهاد» گام بردارد. این تغییر، حیاتیترین مؤلفه برای تضمین تابآوری، نوآوری و پیشرفت کشور در دهههای پیش رو خواهد بود.
🖌️ برگرفته از مصاحبه با دکتر روحالله ایزدخواه
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.