اشتراک گذاری

معمای بی‌کنشی ما

 

🔸 بی‌شک یکی از اصلی‌ترین پرسش‌ها در سپهر اجتماعی معاصر این است که چرا شهروندان در عرصه عمومی و فرآیند اداره امور جامعه، از سطح مطلوب کنشگری بی‌بهره‌اند؟ و چرا با وجود برخورداری از حداقلی از آگاهی نسبت به مسائل کلان، «امر عمومی» به دغدغه‌ای اصلی برای آنان تبدیل نمی‌شود؟ 🧐
در شرایط کنونی، با پدیده‌ای موسوم به «جنگ ترکیبی» روبرو هستیم. در این چارچوب، سازوکارهای استعمار نوین چنان طراحی شده که هر شهروندی عمدتاً در چارچوب زندگی فردی و خصوصی خود محبوس بماند. در چنین فضایی، «امر عمومی» — که می‌بایست دغدغه‌ای همگانی باشد — توسط گروه‌ها یا نهادهای خاصی مصادره می‌شود. در این وضعیت، دیگر نه سانسور، بلکه بی‌تفاوتی گسترده، کارآمدترین سلاح به شمار می‌آید. ⛓️
هر چند این وضعیت اجتماعی علل مختلفی دارد، اما در این یادداشت تنها یکی از علل آن، زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد.

*حذف تدریجی مردم* 👥
ریشه‌های این بی‌تفاوتی را باید در الگوی حاکمیت «دولت-ملتی» و به تبع آن، «الگوی نمایندگی» جستجو کرد. در این الگو، اگرچه ادعا می‌شود که دولت به نمایندگی از کل ملت، زمام امور را در دست دارد، اما در عمل، این مدل به «حذف تدریجی مردم» از صحنه‌های کلان تصمیم‌گیری و اداره کشور منجر شده است. در این ساختار، مردم به موکلانی منفعل تبدیل می‌شوند که وکیل (دولت) به جای آنان و عموماً بدون نیاز به رایزنی مستمر و مستقیم با آنها، تمامی امور را در کنترل می‌گیرد. این فرآیند، نه از سر توطئه، بلکه به دلیل منطق درونی تمرکز قدرت و ثروت در ساختار دولتی است.

*شعار بی‌مسما مالکیت عمومی و مرگ کنشگری* 💔
در قلب این معضل، مسئله «مالکیت عمومی» قرار دارد. از نگاه تئوریک، کلیه منابع و ثروت‌های ملی متعلق به آحاد ملت دانسته می‌شود. اما هنگامی که بحث به «مالکیت عملی» منتقل می‌شود، وضعیتی کاملاً متفاوت مشاهده می‌گردد. در عمل، تک‌تک اعضای جامعه فاقد هرگونه سهم یا امکان دخالت مستقیم هستند. این «مالکیت بدون حق تصرف» است که در نهایت به «بسته شدن فرصت اراده‌ورزی» برای آحاد مردم می‌انجامد.
هنگامی که فضای مالکانه — یعنی امکان اعمال اراده فرد در عرصه‌های اقتصادی-اجتماعی — مسدود گردد، روحیه کنشگری رو به افول می‌گذارد. اگر فرد درک کند که نه سهمی در مالکیت دارد، نه نقشی در تصمیم‌گیری‌های مربوط به آن ایفا می‌کند، و نه مجالی برای ابراز ابتکار عمل در بهره‌برداری و مدیریت آن دارد، طبیعی است که نسبت به سرنوشت آن «امر عمومی» رویکردی بی‌تفاوت در پیش گیرد. 🏛️➡️🧟‍♂️️️️️️

🔹 *مَخلَص کلام اینکه:* مادامی که مردم خود را «مالک» حقیقی ندانند، هرگز «مسئول» نیز قلمداد نخواهند شد. عبور از بحران کنشگری، مستلزم احیای مالکیت واقعی است. 🔑

✍️ محمدامین عبدالرحیمی

 

مطالعه بیشتر

قالب

موضوع

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “معمای بی‌کنشی ما”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مرتبط

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت