اشتراک گذاری

بحران مشارکت و بازسازی عزت ملی

 

🔸 پرسش از چرایی نمایشی شدن مشارکت مردم در جامعه‌ی امروز ایران، نقطه‌ی آغاز فهم بسیاری از ناکارآمدی‌های اجتماعی است. در ظاهر، مردم در صحنه‌های گوناگون حضور گسترده دارند؛ در مراسم، مناسک، انتخابات و حرکت‌های اجتماعی. اما با دقت بیشتر روشن می‌شود که بخش زیادی از این حضور، عمقی ندارد و بیشتر به تکرار و نمایش می‌ماند تا به کنش مؤثر و پایدار. مردم تماشاچی کنش‌های قشر محدودی از نهادهای رسمی و غیرمردمی هستند. برای درک این وضعیت، باید به لایه‌های روان‌جمعی و تاریخی جامعه بازگشت که چرا تن به مشارکت نمایشی و تقلیدی داده‌ایم؟ پاسخ من به این تقلید، مساله تحقیر است. تقلید از غرب حاصل تحقیری است که نسبت به غرب داریم. آیا ما از مشارکت سخن می‌گوییم چون یک پتانسیل تاریخی و فرهنگی و یک ضرورت در حکمرانی است یا چون کشورهای غربی مشارکت را تکرار می‌کنند می‌خواهیم آنچه آنان دارند را، ما هم داشته باشیم؟ مثل تاسیس موزه و دانشگاه و … در ایران معاصر.

🔸 بنظر من در حافظه‌ی تاریخ معاصر ایرانیان، نوعی احساس تحقیر ریشه‌دار شکل گرفته است؛ احساسی که حاصل دویست سال سلطه غرب و شکست‌های نظامی از دوره قاجار تا اشغال ایران در دوره پهلوی و … است. که باعث شده احساس عقب‌ماندگی نسبت به غرب داشته باشیم. حس عقب‌ماندگی باعث تحقیر و تحقیر باعث تقلید غیرمبتکرانه می‌شود. برخلاف چیزی که در قرون ۴ تا ۷ هجری در نسبت ایران و یونان می‌بینیم. ایرانیان فلسفه را از یونانی‌ها آموختند، اما مقلد ایشان نشدند و طرحی نو از مدینه اسلامی-ایرانی درانداختند. این رویکرد حاصل یک وضعیت تاریخی است و یک‌شبه تغییر نمی‌کند، اما آگاهی نسبت به آن گام نخست تغییر است.

🔸 در شرایط فعلی، تقلید، مشارکت را از معنای اصیل خود تهی کرده است. جامعه‌ای که عزت‌نفس تاریخی خود را از دست داده باشد، به جای ساختن، به نمایش‌دادن روی می‌آورد. نمایش تجمعات بزرگ در کنار بی‌توجهی به سنت‌های تاریخی یک نمود از این وضعیت است. جانشینی جشن ۱۰ کیلومتری غدیر به جای تقویت سنت بازدید از سادات، نمونه‌ای از این وضعیت است؛ لحظاتی از شور جمعی که بیشتر به تخلیه‌ی هیجان اجتماعی می‌انجامند تا به پیوند واقعی و ماندگار میان مردم.

🔸 مشارکت واقعی زمانی معنا دارد که مردم در سه سطح تصمیم‌گیری، اجرا و نظارت حضور داشته باشند. حضور در صحنه، اگر بدون مشارکت در تصمیم باشد، چیزی جز تکرار مناسک و شعار نیست. ساختارهای موجود، به‌دلیل تمرکز قدرت در نهادهای رسمی، فرصت ورود مردم به سطوح نخست تصمیم‌سازی را از میان برده‌اند. حال آنکه در مقدمه قانون اساسی نوع حکومت با مشارکت مردم در تمام مراحل تصمیم‌گیری و نه فقط پای صندوق رای تعریف شده است. حال آنکه در عمل مردم مجری و بدتر از آن، تامین‌مالی‌کننده برنامه‌های دولتی تلقی می‌شوند.

🔹 *مسیر بازسازی*
برای عبور از این وضعیت، باید مسیر بازسازی اعتماد و گفت‌وگو میان مردم و نهادهای رسمی هموار شود. اعتماد زمانی زاده می‌شود که تصمیم‌ها در حضور مردم گرفته شوند و سازوکارهای شفاف برای نظارت عمومی فراهم باشد. نهادهای رسمی به‌جای تصرف میدان، باید نقش تسهیل‌گر داشته باشند؛ میدان تصمیم باید به مردم سپرده شود تا از دل تجربه و فهم جمعی، حس مالکیت اجتماعی نسبت به نتایج پدید آید. تنها در چنین شرایطی است که شور جمعی می‌تواند به شعور اجتماعی تبدیل شود.
یک نکته دیگر که مشارکت مردمی را تسهیل و ضمانت می‌کند، برخورداری نهادهای مردمی از نوعی اقتصاد است. نمی‌توان مشارکت را در حاشیه زندگی تعریف کرد. یعنی صبح تا شب در یک زیست‌بوم دولتی یا خصوصی کار کرد و اوقات فراغت را به مشارکت گذراند. بهره‌داشتن حلقه‌های مردمی از یک اقتصاد مردمی مشارکت واقعی را تضمین می‌کند. تعاونی‌های محلی می‌تواند زمینه مشارکت واقعی مردم را در تمام ابعاد تضمین کند. لذا در این مدل امر اجتماعی و امر اقتصادی هم‌افزا خواهند شد، نه اینکه در برابر هم قرار بگیرند.

✍️ سینا شیخی

 

مطالعه بیشتر

قالب

موضوع

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بحران مشارکت و بازسازی عزت ملی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مرتبط

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت